ریختهگری ماسهای پرکاربردترین و مقرونبهصرفهترین فرآیند ریختهگری در صنعت تولید پمپ است که عمدتاً برای تولید بدنه پمپهای متوسط تا بزرگ، پوشش پمپها، محفظه یاتاقانها و سایر قطعات چدنی یا فولادی نسبتاً مقاوم یا بزرگ به کار میرود.
برای ویژگیهای اجزای پمپ، کاربردهای خاص ریختهگری ماسهای به شرح زیر است:

۱. سناریوها و اجزای قابل اجرا
اجزای اصلی: پوسته پمپ (حلزونی)، پوشش پمپ، تکیهگاه (محفظه یاتاقان)، پروانه بزرگ (معمولاً با قطر >500 میلیمتر).
مواد قابل استفاده: چدن خاکستری (HT200/250)، چدن داکتیل (QT400/500)، فولاد کربنی و فولاد کم آلیاژ. برای اجزای پمپ از جنس فولاد ضد زنگ، ریختهگری ماسهای نیز معمولاً استفاده میشود، اما الزامات بالاتری برای نسوز بودن ماسه قالبگیری وجود دارد.
دسته و اندازه: مناسب برای قطعات تکی، دستههای کوچک تا بزرگ، به ویژه ایدهآل برای محفظههای پمپ سنگین یا بزرگ (DN500 و بالاتر).
۲. انواع رایج فرآیندهای ریختهگری ماسهای
ریختهگری ماسهای مرطوب با خاک رس:
سنتیترین روش، یعنی ماشینهای قالبگیری خودکار (مانند خطوط قالبگیری ماسهای تر)، بسیار کارآمد است.
مناسب برای تولید انبوه بدنه پمپهای آب زلال کوچک و متوسط، با هزینه کم اما دقت ریختهگری متوسط (CT10-12) و سطح نسبتاً ناهموار.
ریختهگری ماسهای رزینی خودسختشونده (رزین فنولیک/فوران):
رایجترین روش ریختهگری ماسهای در صنعت پمپ، به ویژه قالبگیری گودالی یا قالبگیری دستی.
مزایا: استحکام بالا، دقت ابعادی خوب (CT9-11)، قابلیت جمع شدن عالی، قابلیت ایجاد سیستمهای راهگاه پیچیده یا کانالهای جریان مارپیچی، و سهولت در اصلاح.
معمولاً برای تولید قطعات تکی، دستههای کوچک یا بدنههای پمپ بزرگ استفاده میشود.
۳. نکات کلیدی فنی ریختهگری ماسهای برای قطعات پمپ
انتخاب خط جدایش: بدنه پمپ معمولاً در امتداد محور یا سطح فلنج جدا میشود. برای بدنههای پمپ حلزونی پیچیده، ممکن است قالبگیری چند حفرهای (سه یا بیشتر) یا استفاده از هستههای متعدد (هستههای ماسهای) برای تشکیل کانالهای جریان داخلی مورد نیاز باشد.
تولید مغزه ماسهای:
کانالهای جریان داخلی، سوراخهای فلنج ورودی/خروجی و نشیمنگاههای حلقه آببندی معمولاً با استفاده از هستههای ماسهای ساخته میشوند.
ریختهگری ماسهای پروانهها معمولاً به یک هسته ماسهای بسیار دقیق برای تشکیل مجاری بین پرهها نیاز دارد (که معمولاً در پروانههای بزرگ فولادی ریختهگری شده دیده میشود).
سیستم راهگاهی: بدنه پمپ عمدتاً یک جزء تحمل کننده فشار است و سیستم راهگاهی باید به طور منطقی طراحی شود (مثلاً راهگاهی از پایین یا راهگاهی پلهای) تا از شسته شدن ماسه و ورود سرباره جلوگیری شود، پر شدن یکنواخت حفره قالب با فلز مذاب تضمین شود و خطر نشت در حین آزمایش هیدرواستاتیک به حداقل برسد.
۴. تحلیل مزایا و معایب
مزایا:
انعطافپذیری بسیار بالا: تقریباً بدون محدودیت در شکل، اندازه و وزن قطعه.
هزینه کم: قالبها (چوبی یا آلومینیومی) ارزان هستند و مواد شکلدهنده (ماسه) مقرونبهصرفه و قابل بازیافت هستند.
سازگاری مواد بسیار گسترده است: میتوان آن را از چدن گرفته تا فولاد ریختهگری به کار برد.
معایب:
دقت کمتر: تلرانسهای ابعادی بزرگتر، با احتساب ماشینکاری که معمولاً به ۳ تا ۸ میلیمتر نیاز دارد، در مقایسه با ریختهگری دقیق، منجر به استفاده کمتر از مواد میشود.
کیفیت سطح متوسط است: برای تمیز کردن به ساچمهزنی بعدی نیاز دارد، زیرا زبری سطح الزامات عبور مستقیم جریان را برآورده نمیکند.
شدت کار: قالبگیری دستی هنوز بخش قابل توجهی را تشکیل میدهد و به طور قابل توجهی تحت تأثیر مهارت فنی کارگران است.
خلاصه: اگر اجزای پمپ شما قطعات سازهای چدنی/فولادی با اندازه بزرگ هستند، یا شامل دستههای کوچک با هزینههای قالب بسیار پایین هستند، ریختهگری ماسهای رزینی رایجترین انتخاب است. برای قطعات چدنی کوچک در تولید در مقیاس بزرگ، یک خط قالبگیری ماسهای مرطوب اتوماتیک انتخاب میشود.

